جنگ تا اینجا، معادلات امنیتی و سیاسی منطقه را وارد مرحلهای تازه کرده است. حملات گسترده آمریکا و اسرائیل علیه ایران و پاسخ متقابل تهران به پایگاههای آمریکا در منطقه، تصویری متفاوت از موازنه قدرت ترسیم کرده است. در این میان، مواضع متفاوت کشورهای عربی از تلاش برای مهار تنشها تا نزدیکی امارات و بحرین به اسرائیل بحثهای گستردهای را درباره شکلگیری نظم جدید منطقهای به وجود آورده است.
صباح زنگنه، دیپلمات پیشین و کارشناس مسائل منطقه، در گفتوگو با اقتصادآنلاین به بررسی این تحولات میپردازد. او معتقد است رخدادهای اخیر نشان داده الگوهای پیشین امنیتی دیگر کارآمد نیستند و تأکید میکند کشورهای منطقه، از جمله ایران و دولتهای عربی، ناچار هستند در سیاستها و اولویتهای خود بازنگری و به سمت گفتوگوی منطقهای حرکت کنند.
در ادامه، مشروح این گفتوگو را میخوانید.
آیا میتوان تصویری کلی از مواضع کشورهای منطقه ارائه داد؟ کدام کشور ادامه جنگ را نمیخواهند و چه کشورهایی از تشدید دوباره تنش حمایت میکنند؟
اگر بخواهیم دیدگاه کشورهای منطقه را درک کنیم، باید خود را جای آنها بگذاریم. یکی از مهمترین تحولاتی که رخ داد، حمله گسترده اسرائیل علیه ایران بود؛ اتفاقی که یک واقعیت بزرگ را آشکار کرد. با وجود همه روابط حسنهای که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس با آمریکا دارند، این حملات نقش مؤثری در تغییر محاسبات آنها داشت.
واقعیت دوم این بود که ایران نیز در پاسخ به حمله آمریکا، پایگاههای این کشور در منطقه را هدف قرار داد؛ اقدامی که تقریباً میتوان گفت هیچ کشوری پیش از این جرأت انجام آن را نداشت. اینکه این اقدام را نشانه قدرت بدانیم یا جسارت، موضوع دیگری است، اما در هر صورت این اتفاق رخ داد و خسارتهایی نیز به آمریکا وارد شد.
نکته دیگر، تعدی اسرائیل به حریم کشورهای عربی و توانایی آن در هدف قرار دادن خاک و منافع ایران بود؛ موضوعی که در تاریخ منطقه بیسابقه محسوب میشود. از زمان تأسیس اسرائیل تاکنون، چنین جسارتی برای حمله مستقیم به ایران وجود نداشت، اما این اتفاق رخ داد.
در ادامه، بازار انرژی و اقتصاد منطقه و جهان نیز تحت تأثیر این تحولات قرار گرفت. اختلال در ترددهای نظامی و تجاری در خلیج فارس و تنگه هرمز، زنجیره تأمین کالا از انرژی گرفته تا کالاهای صنعتی و تجاری را دچار مشکل کرد. این وضعیت میتواند نه فقط اقتصاد منطقه، بلکه امنیت غذایی جهان را تحت تأثیر قرار دهد. طبیعی است که کشورهای خلیج فارس نیز به شدت از این شرایط آسیب میبینند.
این کشورها تلاش داشتند امنیت خود را از طریق پروژههای اقتصادی، تولید داخلی و برنامههای توسعهای تأمین کنند، اما همچنان به عبور و مرور امن تجاری در خلیج فارس و تنگه هرمز وابستهاند. اکنون این واقعیتها در محاسبات مسئولان کشورهای خلیج فارس نقش جدی پیدا کرده است.
به نظرتان امارات و بحرین هم با دیگر کشورهای عرب در این موضوع موافق هستند؟
امارات اقدامات فرامرزی گستردهای در کشورهای مختلف انجام داده؛ از لیبی و یمن گرفته تا سومالی. این مداخلات موجب شکلگیری تعارض منافع میان کشورهای عربی شده و روابط ژئوپلیتیکی منطقه را به هم ریخته است.
نکته دیگر اینکه این کشورها سالها وزن امنیتی خود را بر دوش آمریکا قرار داده بودند و هنوز هم جایگزینی برای این نقش پیدا نکردهاند. آنها تصور میکردند خرید تسلیحات از آمریکا، چین، انگلیس، فرانسه، روسیه و دیگر کشورها میتواند بخشی از امنیتشان را تأمین کند، اما تحولات اخیر نشان داد این سیاستها کارآمد نبوده است.
همچنین، میزبانی پایگاههای نظامی آمریکا، انگلیس، فرانسه و حتی ترکیه نیز نتوانسته امنیت ملی و منافع این کشورها را تضمین کند. این یک واقعیت بزرگ است که اکنون همه کشورهای منطقه آن را احساس میکنند.
به همین دلیل، نیاز به اتخاذ یک پارادایم جدید امنیتی بیش از گذشته احساس میشود؛ اینکه معادلات امنیتی باید از نو تعریف شوند و مشخص شود چه کسی و با چه سازوکاری میتواند امنیت منطقه را تأمین کند.
در همین چارچوب اظهاراتی مانند سخنان شاهزاده ترکی الفیصل که مطرح شد نیز نشان داد که عربستان تا آستانه ورود به درگیری با ایران پیش رفت؛ مسئلهای که آرزوی اسرائیل و آمریکا بود. اما ریاض با عدم صدور مجوز استفاده از پایگاههای آمریکایی در خاک خود، تلاش کرد از افتادن در این تله جلوگیری کند و نشان دهد مستقل از سیاستهای آمریکا علیه ایران عمل میکند.
با توجه به این توضیحات، فکر میکنید همه کشورهای منطقه به جز امارات منافع خود را در جلوگیری از آغاز یا ادامه جنگ میبینند؟
بله، کشورهایی که در منطقه بهصورت علنی با اسرائیل رابطه برقرار کرده و به توافقات سیاسی و امنیتی رسیدهاند، مانند بحرین و امارات، عملاً خارج از چارچوب اندیشهها و منافع منطقهای عمل میکنند. اما دیگر کشورها، چنانچه پیشتر نیز توضیح داده شد، ادامه جنگ را به سود خود نمیبینند.
به نظر شما، پس از این جنگ و تحولاتی که رخ داده، چقدر احتمال دارد یک رژیم امنیتی جدید در منطقه شکل بگیرد و این نظم جدید چه ویژگیهایی خواهد داشت؟
واقعیات و تحولاتی که اشاره کردم، همه کشورهای منطقه از جمله ایران را ناچار میکند در سیاستها و برنامههای امنیتی خود تجدیدنظر کنند. بازگشت به وضعیت گذشته ممکن نیست، زیرا آن الگو ناکارآمدی خود را نشان داده است.
اتکا به آمریکا، خرید تسلیحات از چند قدرت جهانی و استفاده از نیروهای نیابتی، همگی نشان دادند که قادر به تأمین امنیت پایدار نیستند؛ بنابراین باید طرحی نو درانداخته شود؛ طرحی که بر پایه گفتوگو و همکاری منطقهای شکل بگیرد.
حتی کشورهایی که به تعبیر من از مسیر درست خارج شده و با اسرائیل وارد همکاری شدهاند نیز باید وارد گفتوگویی صریح، دقیق و صادقانه شوند و شرایط را از نو بررسی کنند. منطقه بیش از هر زمان دیگری نیازمند فکر کردن به آینده و بازتعریف نظم امنیتی خود است.